By گندمگون

زمانی
 با تکه ای نان سیر می شدم
و با لبخندی
 به خانه می رفتم
اتوبوس های انبوه از مسافر را
دوست داشتم
 انتظار نداشتم
 کسی به من در آفتاب
 صدندلی تعارف کند
در انتظار گل سرخی بودم 

"احمد رضا احمدی"

هیچ دل نوشته و دست نوشته ی خاصی در ذهن ندارم برای آغاز.. نه حس شعر دارم و نه در فضای ابری احساسم الان ..

فقط حس غالبی که دارم اینه که خوشحالم.. از اینکه فردا پنج شنبه ست و من تعطیلم و می تونم  امشب Gloomy Sunday  رو ببینم که مادرم میگه قشنگه … و فردا هم تا 10 بخوابم .. تنها حسی که الان دچارشم همینه
 

يك پاسخ برايش بگذاريد