By گندمگون
“خدا “
.
نمی تونم هضمش کنم
.
.
اصلن باید هضمش کنم؟؟؟
این ورودی در می 23, 2008 در 2:55 ب.ظ و تحت دستههای Uncategorized فرستاده شده. شما میتوانید هرگونه جواب به این ورودی را از طریق خوراک RSS 2.0 دنبال کنید.
شما میتوانید پاسخی بدهید، یا از وبگاه خود دنبالک بگذارید.
می 24, 2008 در t 6:21 ق.ظ
بعضي چيزها را فقط دفع كن! هضمش گاهي سخته…
می 24, 2008 در t 2:36 ب.ظ
هضم خدا خارج از فعالیت های گوارشیست حق داری هضمش نکنی؟!!!!!
عزیزم میرم دبی با خونواده برای تمدد اعصاب که پدر برنامه ریزی کرده .شاید برام خوب باشه
می 24, 2008 در t 3:57 ب.ظ
سلام دوست عزیز
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ کار ما اینست که در افسون گل سرخ شناور باشیم
یا یک چیزهایی شبیه این، الان دقیقا یادم نیست سهراب چه گفته
در مورد انتخابات هم باید بگویم الان هم دیر است فکرش را بکنید چه زجری کشیدیم این چهار سال.
شاد و سلامت باشی دوست من تا همیشه
می 25, 2008 در t 11:14 ق.ظ
سلام
نباید حضمش کرد
باید درکش کرد
و در یک حضور عاشقانه
شکوفه زد
می 25, 2008 در t 2:30 ب.ظ
سلام … صریح مینویسی و بی پروا …
کم میگویی و گزیده …
موفق باشی …
می 25, 2008 در t 6:54 ب.ظ
هضم خدا همیشه سخت بوده… مگر اینکه از راه تعبد و بندگی باشه