درست وقتی که دلت از همه ی نامردمان اطرافت گرفته..
و دچار دپرسینگ مزمن شدی
و روحت خسته تر از هر زمان دیگه ست
و حس سنگین “شکایت” از زمین و زمان گلوتو چنگ میزنه
و حتی حوصله ی لبخندی کمرنگ هم نداری..
“س” میگه : به نظرم خیلی حالت از هفته پیش بهتره
“ع ” میگه : راستشو بگو چرا امروز انقدر خوشحالی؟!
“م” میگه : گمون می کنم امروز روز موفقیت آمیزی بوده برات ..چون خیلی شادی!
“ث” :میگه : کاش همیشه انقدر خوشحال باشی !
.
.
پ . ن :
ملت خنگ شدن یا چهره ی من ایراد فنی پیدا کرده ؟!
می 30, 2008 در t 7:23 ب.ظ
سلام دوست خوبم… بروزم…
خیلی ها خودشون و به نادونی میزنند… و تورو نادیده میگیرند… کسانی که خودشون دارن هال دنیا رو می کنند یا حتی شاید نمی فهمند امثال تورو…
می 31, 2008 در t 8:52 ق.ظ
ملت خوب ديدن و درون گرايي را فراموش كردند…
ژوئن 3, 2008 در t 6:39 ق.ظ
ملت خنگ شدن.
ژوئن 3, 2008 در t 4:37 ب.ظ
ملت دارن بهت روحيه ميدن باباجون. تو چرا خودت به اون كوچه ميزني؟؟؟
ژوئن 5, 2008 در t 1:33 ق.ظ
سلام
حالت چطوره ؟
خیلی قشنگ بود واقعا راست می گی …گاهی بعضی حرفهای مردم باعث میشه ادم متعجب بشه چون دقیقا عکس واقعیت …چه می شود کرد ؟
ژوئن 6, 2008 در t 8:41 ق.ظ
fek mikonam to khub zahereto hefz kardi