اين آقاي رييس، كه قيافه ش به هر چيزي ميخوره غير از رياست
جديدن داره خيلي اذيت مي كنه..نافرم
نگرانم
نگران خودم
نگران اين كه يه روزي به خاطر آزار دادن هاي افراطيش
اينطوري بشم:

پ . ن :
1- چه روز خوبي ميشه اون روز!
2- درست با حساب امروز، نصف تابستون گذشت ..خداروشكر
3- “ف” داره ميره..دوسش ندارم.اما نمي دونم چرا دلم تنگ ميشه بره ..
مگه ميشه اينجوري؟
4- “ع” تقريبن سالي دوبار منطقي ميشه..ديروز به اين حالت دچار شده بود..
رفت تا 6 ماه ديگه!
آگوست 5, 2008 در t 5:05 ب.ظ
salam…khodaa nakone ke ghiaafatoon injoori beshe…dar morede taabestoon ham moafegham…kaashki zoodtar tamoom she ke hosele nadaaram….omidvaaram hamishe shaad baashin…be manma sar bezanin
آگوست 5, 2008 در t 6:02 ب.ظ
1- ASHALA ZOODI MIRESE ON ROOZ
2- SAKHT GOZASHT
3- KHOB TABIEIYE
4- !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آگوست 7, 2008 در t 5:16 ب.ظ
سلام…ما آپ هستیم…[گل]
آگوست 10, 2008 در t 6:41 ق.ظ
هر وقت با یه لر دعوات شد دیدی در رفت،تو هم فرار کن.چون رفته سنگ بیاره بزنه تو سرت!
آگوست 10, 2008 در t 1:30 ب.ظ
حق با میم نون هستش.
حالا این وسط لر کیه