دلم یه چیزی می خواد که نمی تونم بگم چیه
چون خودمم نمی دونم
لطفن اگر کسی فهمید بهم بگه دلم چی می خواد
با تشکر
.
.
.
ای خدا ..چی میشد اینجا بودم؟ اونوقت با سر می رفتم تو همشون..قسم می خورم
دلم یه چیزی می خواد که نمی تونم بگم چیه
چون خودمم نمی دونم
لطفن اگر کسی فهمید بهم بگه دلم چی می خواد
با تشکر
.
.
.
ای خدا ..چی میشد اینجا بودم؟ اونوقت با سر می رفتم تو همشون..قسم می خورم
دسامبر 25, 2008 در t 7:04 ق.ظ
من فهميدم دلت چي مي خواد . بگم؟!
دسامبر 25, 2008 در t 9:06 ق.ظ
شايد آرامش
دسامبر 26, 2008 در t 7:34 ق.ظ
خوب…خیلی وقتها میشه که آدم نمیدونه دلش چی میخواد….
من که جفت پا میپریدم روشون
دسامبر 27, 2008 در t 9:45 ق.ظ
شما رو نمی دونم. اما من خیلی دلم میخواست زمان متوقف بشه و من یه سری کارای عقب افتادمو انجام بدم.به مطالعه اون جور که دلم میخواد برسم.و یه فرصتی باشه برای فکر کردن (فارغ البال) بعد دوباره کرنومتر زمان رو فعال بشه.
دسامبر 30, 2008 در t 10:54 ق.ظ
نمي دونم چيه… نمي تونم درست دركش كنم… اما هست…